تبليغاتX
شروین و شایان - در مورد شیطنت های شروین و شایان

شروین و شایان

دست نوشته های شخصی

در مورد شیطنت های شروین و شایان

 

شروین و شایان یک سال و دو ماه و ده روزشون است و هر روز به شیطنت های خود اضافه می کنند

دوقلوهایی که برای من استثنایی هستند

برایم یک دنیا امید و آرزو شیطون هایی که از روی بچگی کار انجام می دهند خدای من چقدر زیبا است وقتی که شروین به شایان می رسه دستش رو محکم بلند می کنه که بزنه تو سر شایان ولی با صدای مادرش می فهمه که این کار اشتباه است و یواش می یاره پایین بعد یواش یواش دست میکشه به سر شایان و شروع می کنه به حرف زدن یعنی اد بدا کردن آخه درست نمی تونه حرف بزنه شایان سرش رو بالا می گیره و بعد یکدفعه به شروین لبخند می زنه چه صحنه قشنگی کاش بودید و می دیدید که چه ماجراهایی ما در خانه داریم از دست این دو تا کوچولوی بامزه علی همسرم هم وقتی خونه باشه از شیطنت های اونها لذت می بره

ای کاش این دوتا نی نی با مزه همیشه پیش من بودند افسوس که نمی شه

واقعا اگر این زندگی با دشواری پیش نمی رفت کارو می بوسیدم می زاشتم کنار و در کنار بچه هام می بودم اما عیب نداره از سه شنبه بعد ازظهر تا جمعه بعد از ظهر در کنار بچه ها و همسرم خوش هستیم با هم پارک می ریم تفریح می کنیم تو خونه ژله درست می کنیم و آبمیوه می زنیم به بدن

همسرم می گه من خوشبخت بودم حالا با بودن این دو تا فرشته خوشبخت ترم

این کوچولوهای من خیلی بامزه هستند و همین ها هستند که تو این زندگی ماشینی به من و همسرم دل خوش می دند یه خنده اونا می ارزه به ده تا زانتیا و ماکسیما

خوش رویی همسرم و خنده های بچه هام رو با هیچی تو دنیا عوض نمی کنم.

خدا کنه همه از این نعمت یعنی همسر خوب و بچه ...... برخوردار باشند

مزاحمتون نمی شم

امیدوارم روز خوبی داشته باشید.

دلم می خواد عکس شروین و شایان را برات بفرستم تو سایت شاید در آینده

منتظر باشید

خداحافظ تا یک نوشته دیگر

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 14:1  توسط یلدا تهرانی  |